تبليغاتX
مرحم سکوت
تقدیم به کسی که لحظه ای با او بودن مانند نسیم سحر گاهی زود گذر است...

((یک کلیپ زیبا حتما ببینش))



http://www.iranclip.com/player/1141

 

 

هر روز غروب وقتی هوا . منو دیوونه میکنه
کبوتر دلم بازم . تو رو بهونه میکنه
بازم دلم به یاد تو . گریرو از سر میگیره
اگه نیای به عشق تو . تو بیکسی هاش میمیره
حالا که نیستی پس بدون . عاشق چشم تو کیه
پیرهن مشکیمو ببین . رنگه غمو جداییه
وقتی که اینجا بودی تو . قدرتو هیچکی ندونست
از اون بالا نگاه بکن . که گریه میکنن چه زشت
ای روزگار لعنتی . مرام آدما اینه
وقتی که هستی پیششون . قدرتو هیچکی ندونه
وقتی میری بعد همشون . دروغی گریه میکنن
جای سوالی داشت برام . پس همه اینو میدونن
خدا نگهدارت عزیز . تو رو یه روزی میبینم
اونجایی که این آدما . نمیتونن دروغ بگن

 

                          در دل بي تاب و تبم عشق تو بود                   

        در همه شعر شبم عشق تو بود

                             در همه ستاره هاي قلب من                      

       در همه فكر من ياد تو بود

                           در همه جا در همه جاي دلم                     

      در همه فكر غمم ياد تو بود

                            بي تو من غمي ندارم                       

      در همه غم هاي عالم ياد تو بود

                           آن شبي كه آمدي در ذهن من                  

          در همه جا در همه جاي دلم ياد تو بود

                           آن شبم عشق شد در قلبم فزون                     

     عشق هايم همه در ياد تو بود

           كاشكي مي دونستي كه بي تو من آهي ندارم           

    دار و ندارم همه در عشق تو بود

 

گفتم بروم خود را گم كنم تا شايد دلم اين غمي را كه به دوش مي كشد فراموش كند اما نشد . گفتم فرار كنم و به جايي بروم كه نشاني از خودم نباشد ديدم همه جا نشاني از كسان تو را يافتم. گفتم پرواز كنم به آن بالاها به اوج آسمانها به جايي كه دست هيچ بشري به آنجا نرسيده باشد پر پروازم را شكسته اند و مرا خانه نشين غمي جانسوز كرده اند . گفتم معبودا ! مي خواهم بميرم ديدم حتي اجازه مردن هم ندارم .تو بگو من چه كنم ؟! الهي ! به انتظار نشسته ام و مي شمارم ساعات باقي عمرم را تا تو بخوانيم و مرا برهاني . تو خود ميداني كه درون قلبم چه بغضي است . كاش براي هميشه بروم جايي كه اثري از زيستن و زندگي نباشد . به خدا اينگونه راحتم . باورم كن زندگي در من تكرار مكررات است، تكرار آزمونهاي شكست خورده و شرمندگي و

سر افكندگي است . اعتراف مي كنم من بنده روسياه تو هستم اما اين بار اعترافم را در ميان بندگان خوبت هم مي گويم مي خواهم همه بدانند من به تو بد كرده ام و خودم را در چهار ديواري غفلت زنداني كرده ام . مرا برهان !!!

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم فروردین 1386ساعت 21:30  توسط محسن  | 

خسته ام خسته ام از اين زنده بودن هاي بيهوده خسته از اغوش سرد ,از بي وفايي من از اين زندگي ها سخت بيزارم خسته ام خسته از دل بستن و عاشق نبودن من مرگ را در اغوش ميگيرم من به خدا سلام ميکنم...

آمدن گناه من نبود از بس وصف زيبايی و شکوه تو بود نه اشتباه نبود قلب من مالامال عشق بود و در عشق دروغ راهی ندارد

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 19:43  توسط محسن  | 

 

شاید اگر دائم بودی کنارم

یه روز می دیدم که دوستت ندارم

می خوام برم که تا ابد بمونم

سخته برای هردومون... می دونم

 

 

فکر نکنی دوری و اینجا نیستی،

قلب من اونجاست، تو تنها نیستی

خودم میرم، عکسم ولی توقابه

می شنوه حرف رو... ولی بی جوابه

 

 

غصه نخور زندگی رنگارنگه،

یه وقتایی دور شدنم قشنگه

 

 

گل قشنگم اگر صد سال پس از مرگم گورم را بشکافي وقلبم وجود داشته باشد خواهي ديد روي ان نوشته شده فقط تورا دوست دارم

 

 

شقایق اینجا من خیلی غریبم آخه اینجا کسی عاشق نمیشه
عزای عشق غصش جنس کوه دل ویرون من از جنس شیشه
شقایق آخرین عاشق تو بودی تو مردی و پس از تو عاشقی مرد
تو رو آخر سراب و عشق و حسرت ته گل خونه های بی کسی برد

 

 

 

می بینم صورتمو تو آینه با لبی بسته می پرسم از خودم

 این غریبه کیه از من چی می خواد؟ اون به من یا من به او خیره شدم
 باورم نمیشه هر چی می بینم چشامو یه لحظه رو هم می ذارم
 به خودم می گم که این صورتکه می تونم از صورتم ورش دارم
 می کشم دستمو روی صورتم هر چی باید بدونم دستم می گه
 منو توی آینه نشون می ده می گه این تویی نه هیچ کس دیگه
 جای پاهای تموم قصه ها رنگ غربت تموم لحظه ها
 مونده روی صورتت تا بدونی حالا امروز چی ازت مونده به جا؟

می شکنم آینه رو تا دوباره  نخواد از گذشته ها حرف بزنه

 آینه می شکنه هزار تیکه می شه اما باز تو هر تیکش عکس منه

عکس ها با دهن کجی به هم می گن چشم امید و ببر از اسمون

 روزا با همدیگه فرقی ندارن بوی کهنگی می دن تمومشون
 
 
حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
تو با این چرب زبونیت هی به من دروغ میگی
میخوای گولم بزنی هی به من دروغ میگی
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
حالا که کار تو شده پر از نیرنگ و ریا
حالا که دل تو شده فرسنگها دور از خدا
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیشه
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه
تو با دل شکسته ام اینقده جفا نکن
حالا که دوستم نداری
اینجوری بد تا نکن
به من نگو دوستت دارم که باورم نمیش

 

+ نوشته شده در  جمعه دهم فروردین 1386ساعت 19:41  توسط محسن  |